سوال: آیا انژی هسته ای حق ماست؟ جواب:البته!
دانش كه كوششي است براي دانستن، درك، توصيف يا پيشگويي پديده ها، به
خودي خود جهت گيري اخلاقي ندارد، بلكه كاربردهاي آن و در واقع تصميم براي بهره گيري از هر يك از كاربردهاي آن جنبه هاي اخلاقي پيدا مي كند. انرژي اتمي و بهره برداري از آن به خودي خود نه خوب است نه بد، بلكه نحوه بهره برداري از آن خوب يا بد بودن آن را مشخص مي كند. بسياري از بيماران مبتلا به مرض قند، جان خويش را مديون فعاليت هاي محققاني هستند كه با كمك فناوري هاي نوين مهندسي ژنتيك، هورمون انسولين را تهيه و به بازار عرضه مي كنند. اما همين فناوري ها مي توانند در خدمت اهداف شومي قرار گيرند و به توليد بمب هاي ميكروبي خطرناكي منتهي شوند. اين مسئله، به فناوري ها و دستاوردهاي بشر امروزي محدود نمي شود. همه ساخته هاي دست بشر چنين وضعيتي دارند. يك چاقو هم مي تواند ابزار جنايت باشد هم برش هاي ظريف آن هنگام عمل جراحي باعث نجات جان بيماري شود. صرف نظر از اين ماهيت دوگانه، گاهي كشفيات علمي با «مسائل حاشيه اي» روبه رو مي شوند. وقتي كه در اواسط قرن نوزدهم، داروهاي بيهوش كننده و مسكن عرضه شدند و برخي از پزشكان تصميم گرفتند براي تسكين درد زايمان از آنها استفاده كنند، برخي حتي با استناد به مفاهيم ديني آن را محكوم كردند و دخالت در كار خدا دانستند (براي مثال، برخي به آيه اي از كتاب مقدس استناد كردند كه مي گويد: «آن گاه خداوند به زن فرمود: درد زايمان تو را زياد مي كنم و تو با درد فرزند خواهي زاييد.»)
فن كلون سازي كه نوآوري مهمي در زيست شناسي و پزشكي به شمار مي رود، به چنين وضعيتي دچار شد. در حال حاضر، تصوري كه در ذهن اغلب افراد از كلون سازي وجود دارد، به كتاب «شوك آينده» نوشته «الوين تافلر» برمي گردد كه در سال ۱۹۶۰ ميلادي منتشر شد. وي يك مفهوم علمي را در يك پيشگويي خيالي، نادرست جلوه داد: «يكي از امكانات شگفت انگيزي كه پيش روي انسان گسترده شده، اين است كه در آينده خواهد توانست «كپي زيستي» خود را بسازد. از طريق فرآيندي به نام كلون سازي، از هسته يك سلول بالغ، جاندار جديدي پديد مي آيد كه همان خصلت هاي ژنتيكي شخصي را خواهد داشت كه هسته سلول را از آن گرفته اند. اين كپي، زندگي را با خصلت هاي اعطايي مربوط به اصل خود آغاز مي كند... با كلون سازي، اين امكان براي همه فراهم مي شود كه زايش مجدد خود را ببينند و جهان را با نظاير خود پر كنند... اما كلون سازي پيچيدگي هاي غيرقابل تصوري را نيز براي نژاد بشر به بار خواهد آورد. اين فكر وسوسه كننده است كه «آلبرت اينشتين» كپي هاي خود را به نسل آينده واگذار نمايد. اما اگر هيتلر هم خواست چنين كند، چه بايد كرد؟»
از كلون سازي، بيشتر از مفهوم واقعی
آن براي خود جا باز كرد و حتي وارد كتب
و مقالات غيرتخيلي وگزارش هاي شبكه هاي خبري نيز شد. كساني كه
چنين تصوري از كلون سازي دارند،
ناخودآگاه به ياد داستان های
تخيلي رعب انگيز
و ظالماني مانند «هيولاي فرانكشتاين»
و «دنياي قشنگ نو» مي افتند. در
هيولاي فرانكشتاين، قهرمان داستان يعني ويكتور فرانكشتاين تلاش مي كند به راز مرگ و زندگي پي ببرد، به ماده بي جان، جان ببخشد و به مردگان زندگي دوباره اعطا كند. او از گورستان ها استخوان جمع آوري مي كند و به آفرينش دست مي زند. اما آدمي كه او آفريد، هيولايي غول آسا و ترسناك از آب در آمد. در دنياي قشنگ نو، نويسنده تلاش مي كند راه تحقق بخشيدن به شعار آرماني «مشاركت، يكساني و پايداري» را با گماشتن اشخاص مناسب در موقعيت هاي مناسب، در يك داستان تخيلي ظالمانه نشان دهد. در اين دنيا در آزمايشگاهي كودكان را چنان پرورش مي دهند كه از آنان انسان هاي آلفا، بتا، گاما، دلتا و اپسيلون توليد شود. انسان هاي آلفا حاكمان آينده اين دنياي نو مي شوند و اپسيلون ها پايين ترين طبقه اجتماعي را مي سازند. اين طبقه به هوش كمي نياز دارند و بايد كارهاي طاقت فرسايي انجام دهند. براي دستيابي به اين تنوع از پيش تعيين شده، در جريان رشد جنين ها به آنان مقادير متفاوتي اكسيژن و مواد شيميايي ديگر مي دهند. براي فراهم آوردن تعداد كافي از انسان هاي طبقه پايين، از فرآيند تازه ابداع شده اي استفاده مي شود كه با آن مي توان ۹۶ كپي يكسان از يك جنين توليد كرد. در جريان «آموزش»، نوعي تربيت روانشناختي به كودكان داده مي شود تا مطمئن شوند، هوش كودك در هر ترازي كه باشد تنها به شيوه مورد پسند حاكمان به كار رود.
روش تفكيك بلاستومر كه به دوقلوزايي طبيعي شباهت دارد كاربرد زيادي در دامپروري دارد. براي مثال، توده سلولي حاصل از لقاح تخمك يك گاو شيرده با اسپرم گاو سالمي را مي توان به دو جنين تبديل كرد و در نهايت دو گاو شيرده داشت. در روش جابه جايي هسته كه نخستين بار در قورباغه ها تجربه شد، هسته تخمك با هسته يك سلول پيكري جابه جا مي شود. اين شيوه براي توليد دالي - مشهورترين گوسفند جهان - نيز به كار گرفته شد. براي اين كار، محققان سلول هاي پستان گوسفندي را در محيط كشت مناسب قرار دادند و پيش از انجام جابه جايي هسته، تقريبا تمام مواد غذايي را از آن محيط حذف كردند. اين وضعيت باعث شد، هسته اين سلول ها وضعيت هسته سلول جوان و تخصص نيافته را به خود بگيرد. سپس هسته يكي از اين سلول ها درون تخمكي قرار داده شد كه پيشتر هسته آن را برداشته بودند. براي تحريك شروع تقسيم سلولي، سلول حاصله تحت تاثير شوك الكتريكي قرار گرفت. جنين حاصل از جابه جايي هسته سلول پستان براي مدتي در محيط كشت مناسب نگهداري شد. سپس جنين در رحم گوسفند ديگري قرار داده شد و پس از طي مراحل جنيني، دالي به عنوان نخستين پستانداري كه از يك سلول تمايز يافته كلون سازي شد، به دنيا آمد. هدف دانشمندان از كلون سازي جانوران، تكثير و ازدياد آنها نبود. در اسكاتلند - محل تولد دالي - گوسفندان بهاي گزافي ندارند. قورباغه ها، موش ها، گوساله ها و ديگر جانوراني كه تاكنون كلون سازي شده اند، در همه جا به وفور يافت مي شود. هدف دانشمندان از انجام چنين تجربياتي، پي بردن به يكي از رازهاي خلقت يعني نحوه تمايز سلول ها بود. هر يك از سلول هاي بدن ما يك يا چند عمل به خصوص را انجام مي دهند.
سلول گلبول قرمز به ساير سلول هاي بدن اكسيژن مي رساند. سلول هاي شبكيه چشم امكان مشاهده كلمه هاي اين مقاله را به شما مي دهند. سلول هاي عصبي امكان درك مفاهيم اين جملات را به شما مي بخشند. اين سلول ها عمل خاص خود را مديون پروتئين هاي خاصي هستند كه خود توليد مي كنند. گلبول قرمز به كمك پروتئين هموگلوبين مي تواند اكسيژن حمل كند. سلول هاي شبكيه چشم، به كمك پروتئين روداپسين پرتوهاي نور را دريافت مي كنند و امكان ديدن را فراهم مي سازند. سلول هاي عصبي نيز به كمك پروتئين هاي ويژه اي فعاليت هاي بدن را كنترل مي كنند و امكان درك مفاهيم اين جملات را به شما مي بخشند. هموگلوبين فقط در گلبول هاي قرمز توليد مي شود. روداپسين نيز تنها در سلول هاي شبكيه چشم يافت مي شود. در سلول هاي عصبي هموگلوبين يا روداپسين توليد نمي شود. بنابراين، هر سلول فقط پروتئين هايي را مي سازد كه براي انجام عمل خاص خود به آن نياز دارد. همه سلول ها از سلول تخم به وجود مي آيند و آن سلول اطلاعات ژنتيكي لازم براي ساخت همه پروتئين ها را دارد
