رابطه دختر و پسر
مثل هرچيز ديگر هم مخالف دارد و هم موافق و هم بي تفاوت . اين سئوال در اذهان تداعي مي شود كه روابط ميان دختر و پسر آري يا نه ؟ در اين مقاله به بحث پيرامون اين موضوع خواهيم پرداخت و ضمن بيان بعضي رفتارهاي موجود در روابط دختر و پسر در جامعه . به نحوه صحيح برخورد با اين پديده كه نياز مبرم انساني است اشاره خواهيم داشت. منشاء رفتار ما از كجاست ؟ رفتارهاي انسان از جمله رفتارهاي اجتماعي او تابعي از سه عامل مهم مي باشد .
1- سطح تحول شخصيت 2- سطح تحول هوش 3- ارزشهاي فرهنگي اصولاً اعمالي كه از انسان سر مي زند به تناسب خصوصيات شخصيتي و هوش او با ديگران متفاوت است . رفتارهاي اجتماعي ما وبه تبع آن رفتار با جنس مخالف نيز تابعي از خصوصيات رواني و شخصيتي ماست . ابتدا به تاثير و نقش سطوحي را كه در بالا اشاره نموديم دررفتار ها مي پردازيم .
الف / سطح تحول شخصيت بر طبق آنچه مزلو اعتقاد دارد شخصيت هر انساني داراي سه سطح است .در پائين ترين سطح شخصيت هر انسان ( سطح بدني ) نيازهاي فيزيولوژيك قراردارند و در بالاترين سطح آن ( فردي ) نياز به خود شكوفائي جاي گرفته است . نيازهائي همچون تعلق داشتن و تحسين و.. در سطوح مياني شخصيت ( سطح اجتماعي ) قرار دارند. شمار بسياري از انسانها در سطوح پائين شخصيت جاي دارند درحالي كه نياز به خود شكوفائي در عده قليلي از انسانها به منصه ظهور مي رسد.
براي كساني كه در سطح نيازهاي فيزيولوژيك خود مانده اند تامين نيازهاي بدني در اولويت است . چنين فردي به لحاظ ارتباط با جنس مخالف نيز تنها به نيازهاي بدني از جمله نيازهاي جنسي مي انديشد. اين موضوع را بيشتر در افراد سطوح پائين جامعه و تربيت نايافته مي يابيم. در مقابل آن افرادي كه در بالاترين سطح شخصيتي خويش جاي دارند جنس مخالف خود را به مثابه يك انسان مكمل و آرامبخش مي نگرند.
آيه كريمه ‹‹ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه ›› نيز ناظر بر چنين سطحي از تحول شخصيتي در انسان است. در ديدگاه اسلامي نيز نفس اماره بيانگر سطح بدني شخصيت انسان است . زماني كه عقل كاملاً در سيطره نفس قرار گرفته است و نفس مطمئنه كمال شخصيتي فرد انساني را دلالت دارد . و آن زماني است كه نفس كاملاً در اختيار عقل قرار دارد. ب/ سطح تحول هوش از ديگر عواملي كه در تعيين نوع رفتار ما با ديگران مؤثر است سطح هوشي ماست . مراحل رشد هوشي از پائين ترين دوره آن ( حسي ، حركتي ) تا بالاترين سطح آن ( منطق انتزاعي ) را شامل مي شود.
انساني كه در رده هاي پائين تري از هوش جاي دارد در ارتباط به انسانهاي ديگر تنها به ظواهر توجه دارد و به عبارت ديگر هرچه انسان با هوشتر باشند رفتار هاي حساب شده تري را از خود نشان مي دهد . ج/ ارزشهاي فرهنگي عامل سومي كه تعيين كننده نحوه رفتار ما با ديگران است مجموعه ارزشهاي فرهنگي ماست . فرهنگ ما هرچه قدر از تعالي و برتري برخوردار باشد رفتار هاي ما با ديگران متكاملتر و متعالي تر خواهد بود . نگاه بدبينانه نسبت به دختران در جامعه ، دختر را وبال گردن دانستن و….. نمونه هائي از فرهنگ هاي مبتذل و سطح پائيني است كه مي تواند در جامعه وجود داشته باشد .
در حال حاضر فرهنگ غرب ارتباط آزاد دختر و پسر را تجويز مي كند چيزي كه ماحصل آن تزلزل بنيان خانواده بوده است . كه امروز گريبانگير جوامع غربي شده است . در مقابل آن فرهنگ غني اسلامي خانوده را نهاد مقدسي مي شناسد كه ارزش والائي دارد و براي تحكيم بنيان آن روابط دختر و پسر را در حد معقول و شرعي حفظ مي كند. روابط موجود ميان دختر و پسر در روابط ميان دختر و پسر در جامعه ما دسته هاي مختلفي از رفتار مشاهده مي گردد كه به آن اشاره داريم .
برخورد مبتني بر شناخت و احترام متقابل در اين نوع برخورد كه معمولاً در سطح شخصيتي بالاي انساني مشاهده مي گردد روابط به گونه اي است كه احترام متقابل و ارزش گذاري متعالي رعايت شده است . بدور از پرخاشگري و نيات سود جويانه برخورد مبتني بر شرم افراطي شرم كه مترادف با خجالت كشيدن و كناره گيري است ، حاكي از وجود يك نوع ناتواني انسان در برخورد اجتماعي است كه نبايد با حيا كه صفت پسنديده اخلاقي است و نشان از خويشتن داري فرد از انجام عمل خلاف قاعده و شان شرعي و عرفي است يكسان گرفته شود . برخي در برخورد با جنس مخالف خود دچار خجالت زدگي شده و دست و پاي خود را گم مي كنند .
چنين افرادي از اين ناتواني خود به نوعي دچار آسيب خواهند شد . برخورد خشك و محدود گونه اي از رفتارها با جنس مخالف به گونه اي است كه زن و مرد در مقابل جنس مخالف طوري مواجه مي شوند كه گوئي از وي متنفراند و بشدت او را طرد مي كنند گرچه حفظ حدود شرعي ازجمله نگاه كردن به نا محرم مي بايد جزء صفات تعالي يك انسان باشد لكن حفظ اين حدود نبايد منجر به نشان دادن رفتار توهين آميز شود. برخورد مبتني بر پرخاشگري پرخشگري تمايل و عمل فرد است در جهت آسيب رساندن به شخص ديگر يا چيزي .
برخوردهاي پرخاشگرانه به نحو آشكاري از برخوردهاي هيجانزده مجزا هستند . اين نوع رفتارها و برخورد ها را گاهي در روابط ميان دختر و پسر ها مشاهده مي كنيم . با سرعت گذشتن از كنار دختر ها با موتور و اتومبيل كه گهگاهي از جانب پسرها روي مي دهد. نمونه اي از اين نوع رفتار است . كه مي تواند سرمنشاء مشكلاتي در زندگي آتي انسان باشد . روابط پنهاني اين نوع رفتار به عنوان يكي از انواع برخورد هاي دو جنس مخالف در جامعه ما مي باشد .
برقراري روابط پنهاني و مخفيانه در طبيعت ارتباط بين دوجنس نهفته است و ليكن بين ارتباط پنهاني بين دو جنس مخالف قبل و بعد از ازدواج تفاوت وجود دارد . هرگونه ارتباط مخفيانه بين دو جنس مخالف قبل از ازدواج بخصوص از جانب افرادي كه بر رفتار خود تسلط كافي ندارند مي توند آنها را دچار آسيب و شكست نمايد. برخورد هاي غير عادي و ناپخته اين نوع برخورد ها بيشتر از سوي كساني صورت مي گيرد كه به لحاظ فرهنگي ، هوشي و شخصيتي در سطح بسيار پائيني قرار دارند . متلك گوئي ، ايجاد مزاحمتهاي خياباني و تلفني و….. از جمله اين رفتار هاي ناپخته است . افراط در معاشرت رفتاري كه از فرهنگ مبتذل غرب نشات گرفته است .
بيشتر اين نوع رفتار در ميان افرادي كه چندان به فرهنگ اصيل خود پاي بند نيستند ديده مي شود كه معمولاً با توجيهات غير منطقي نيز همراه است . رابطه دختر و پسر آري يا نه ؟ نمونه هائي از برخوردهاي متداول ميان دختر و پسر مشهود در جامعه را برشمرديم اكنون به اهميت لزوم رابطه و شيوه هاي مناسب برخورد باآن مي پردازيم . متاسفانه امروزه هيچ تعريف مشخص و درستي از روابط دختر و پسر در جامعه ارائه نشده است و برخي از پديده هاي آسيب شناسي مانند خود كشي .
اضطراب ، افت تحصيلي ، غلبه ديدگاه جنسي و…. ناشي از ارتباط ناسالم بين اين دو جنس دامن گيرجامعه شده است . ارتباط بين دو جنس يك نياز اساسي است . سركوب اين نياز و نگرش بد بينانه نسبت به روابط دختر و پسر نه تنها مشكل را از ميان بر نمي دارد بلكه موجب بروز خود كم بيني جوانان شده كه نشانه بارز آن هجوم جوانان به مصرف مواد آرايشي در جامعه كنوني است . كه گاه پيامدهاي جبران ناپذيري هم از اين نگرشهاي بدبينانه حاصل آمده است . اسلام نيز ارتباط ميان دختر و پسر را حرام نشمرده است ، بلكه آنرا در چارچوب دستورات ديني و براي رفع نيازهاي اجتماعي انسانها لازم و جايز شمرده است ، با اين شرط كه در ارتباطات حدود رعايت شود.
آموزش روابط سالم ميان دختر و پسر ها نياز اساسي جامعه كنوني است كه متاسفانه چندان مورد توجه واقع نگرديده و اين وظيفه اي است كه بر دوش مراكز ديني ، فرهنگي و دانشگاهي جامعه نهاده شده است . بيان دين به زبان جوان امروز ، ارائه الگوهاي مناسب و ارزشي به جامعه و رفع نيازهاي جوانان از جمله راهكارهائي است كه در اين زمينه بايد مورد توجه واقع گردد.
وضع مطلوب در روابط دختر و پسر چگونه است ؟ پس از بحث در مورد شيوه هاي برخورد و ارتباطهاي موجود در روابط دختر و پسر در جامعه امروز به حدود ارتباط مناسب ميان اين دوجنس و شيوه هاي برخورد صحيح با آن مي پردازيم . وظيفه آموزش جوانان و نوجوانان در اين رابطه تنها بر عهده والدين و خانواده ها نيست بلكه نهاد هاي ديگر اجتماع مثل مدرسه ، مراكز ديني ، دانشگاهها و مراكز فرهنگي نير نقش مؤثري دارند . شناخت واقعيتها آنچه واضح است اينكه براي داشتن رابطه اي مناسب و معقول ميان دختر و پسر شناخت واقعيتهاي هر دوجنس از جانب طرفين لازم و ضروري است . با اين شناخت ، اعمال و رفتارهاي طرفين تنظيم ميشود و از هرگونه خيالپردازي و تصور سازي رؤيائي در مورد جنس مخالف كه مي تواند سر منشاء مشكلات موجود در روابط دختر و پسر باشد كاسته مي شود. تلطيف عواطف و ايجاد صلابت شخصيت همانطوريكه قبلاً نيز اشاره شد ، گاهي داشتن عواطف منفي و احساس خصومت و خشونت نسبت به جنس مخالف زمينه ساز بروز برخورد هاي ناشايست ميان دو جنس مي شود . خالي كردن ذهن جوانان از هرگونه عواطف منفي ، ترسها ، دلهره ها و… نسبت به جنس مخالف مي تواند كمك شاياني در برقراري ارتباط مناسب ميان دو جنس بنمايد . حفظ خونسردي و صلابت شخصيت در ارتباط با جنس مخالف از جمله نيازهاي امروز جوانان ماست كه بايد با ارائه برنامه هاي صحيح در جهت تقويت اراده آنها ضمن آموزش شيوه تسلط بر اعمال موجبات حفظ خونسردي آنها را نيز فراهم آورديم تا دختران و پسران در برخوردهايشان با هم بتوانند رفتارشان را كنترل نمايند.
رعايت حدود ديني و عرفي وپرهيز از روابط پنهاني در فرهنگ ما برخورد مناسب بين دو جنس به شكل دقيق و بر اساس ملاكهاي محرم و نا محرم ، حرام و حلال به خوبي تبيين شده است . كه بايد به طور دقيق و از زمان مناسب و با شيوه هائي جاذب آنها را به فرزندانمان آموزش دهيم . در فرهنگ اسلامي هرگونه رابطه پنهاني پيش از ازدواج نفي گرديده است ، آشنائي جوانان با عواقب چنين روابطي تا حد زيادي آنها را در شيوه هاي برخوردشان كمك مي رساند .
دختران و پسراني كه تجربه و شناخت كافي از جنس مخالف خود ندارند و نمي توانند در برخورد هايشان بر اعمال و رفتارشان مسلط باشند مي توانند با بهره گيري از راهنمائيها و تجربيات والدين از آسيب ديدگيهاي رواني و تربيتي كه ممكن است روابط پنهاني پيش از ازدواج داشته باشد در امان باشند. دوري از رفتارهاي سبك و خود نمائي دوري از رفتارهاي سبك كه موجب تحريك و جلب توجه جنس مخالف مي گردد نيز مي تواند راهگشا باشد .
متاسفانه در پاره اي از موارد بعضي از جوانان خودنمائي ها ئي كه معمولاً بصورت خود آرائي ، پوشيدن لباسهاي جلف و انجام حركات سبك و… نمايان مي شود را موجبات موفقيت در زندگي مي دانند و راهي براي ارتباط يافتن با جنس مخالف خود . برقراري ارتباط از اين طريق نامناسب ترين شيوه ارتباطي ممكن است . چراكه با توجه به آنچه در بحث تحول سطح شخصيت و تاثير آن بر رفتار انسان گفته شد ارتباطاتي كه منشاء آن رفتارهاي سك و مبتذل باشد بيشتر از سوي كساني مورد توجه قرار مي گيرد كه در سطح پائين شخصيت جا ي دارند و به ارتباط تنها به ديده ازضاء اميال جسماني خود مي نگرند . اين بحث را با كلامي از وحي به پايان مي رسانيم .
